از مهمترین عوامل مؤثر در شکلگیری شهرها وجود آب، ناهمواری، عرض جغرافیایی، راههای ارتباطی و عامل دفاعی میباشد که شام و یا شنب تمام این ویژگیها را که تبدیل به یک شهر شود کسب کرده بود.
شنب غازان قبل از تبدیل شدن به شهر ارغونیه؛ روستایی با خاک مناسب و منابع آب بود و شام یا شنب نامیده میشد؛ خاک مناسب و وجود آب از عوامل اصلی ایجاد روستا بهشمار میآید. فعلاً سندی که از اوضاع شنب غازان در دوران روستایی خود در هشت قرن پیش اطلاعاتی بدهد در دست نیست همینقدر میدانیم که روستایی بود خوش آب و هوا و حاصلخیز در میان باغ عادلیه1 که نظر ارغون خان چهارمین پادشاه ایلخانی را به خود جلب کرد.
حال به پژوهش در مورد عوامل اصلی مؤثر در ایجاد شهرها و برخورداری شام از این ویژگیها میپردازیم :
1- وجود آب
وجود آب مهمترین عامل شکلگیری شهر و روستاست. شام یک منبع آبی بزرگ داشت که آجیچای بود؛ حتی زمانی که خواجه رشیدالدین از ارغونیه بحث میکند آن را بر ساحل رود آجی چای معرفی میکند.2
آبهای زیرزمینی نیز از منابع مهم آبی شام بود؛ با توجه به همواری و کمارتفاع بودن سطح زمینی شام دسترسی به آبهای زیر زمینی آسانتر از تبریز و ربع رشیدی بود حمدالله مستوفی هم به این امر اشاره میکند :
«و در تبریز چاه سی گز کمابیش به آب رسد و در شام به ده گز برسد و در ربع رشیدی از هفتاد گز بگذرد.»3
بعد از آنکه ارغون خان شام را پسندید قناتی در اینمکان احداث کرد که به نهر ارغونیه معروف شد.4
غازان خان هم یکی از عمارات ابوابالبر را حوضخانه یا آبانبار انتخاب کرد و یک منبع بزرگ آبی رایگان احداث شد.5
این عوامل آبی در روند شکلگیری شهر غازانیه نقش بزرگی ایفا کردند و علاوه بر نقش آنها در توسعهی شهری بر زیبایی شام هم افزودند طوری که این بطوطه در سال ۷۳۱ ق/۱۳۳۱ م. در بین تعاریف خود از شام به این امر اشاره میکند :
«انزلنی الامیر تبلک الزاویه و هی مابین انهار متدفقه و اشجار مورقه»
(مرا نیز در این زاویه که در میان آبهای روان و درختان سرسبز قرار گرفته بود منزل دادند)6
2- ناهمواری
شام یا شنب منطقهای پست و جلگهای بود و هنوز هم پستی آن مشهود است؛ و ارتفاع کم آن نسبت به تبریز باعث شده بود آبهایی که به طرف دریاچهی ارومیه سرازیر بودند از زمینهای شام بگذرند و خاک حاصلخیز و مناسب آن در کنار آب و هوای مساعدش باعث سرسبزی زمینهای آن شده بود و گویا بدین جهت هم بومیان آنجا، این مکان را شام یا شنب نامیده بودند. و این بود که باعث جذب پادشاهان ایلخانی میشد. خواجه رشیدالدین از شام بهعنوان مرغزار شام هم یاد کرده است7 و مرغزار در لغت به معنی زمینیست که از سبزه پوشیده باشد.
3- عرض جغرافیایی
عرض جغرافیای شنب غازان 38 درجه است و در زاویهی تابش اختلاف چندی با تبریز ندارد اما ارتفاع کم شام _ با توجه به اینکه با بالا رفتن ارتفاع دما کاهش مییابد_ موجب شده بود تا در مقابل تبریز و رشیدیه از دمای ملایمتری در فصول سرد برخوردار باشد و در فصول گرم نیز وجود منابع آبی باعث تعادل در گرمی و سردی شنب میشد و باز نقطه عطفی بود برای ایجاد شهری نوین و خوابگاه قرارگرفتن توسط شاهان.
4- راههای ارتباطی
غازانیه از نظر اینکه مشرف به جلگهی تبریز بود و از حصار کوهستانی تبریز فاصله داشت میتوانست مرکز ارتباطی خوبی میان شرق و غرب و شمال و جنوب باشد. با روی کارآمدن ایلخانان و انتخاب تبریز به پایتختی و دوران غازانی، غازانیه درست در مسیر جادهی ابریشم قرار گرفت و خواجه رشیدالدین به این امر اشاره میکند و بیان میکند که به فرمان غازان خان :
«تجار که از روم و افرنج (فرنگ) رسند بار آنجا گشایند»8
بنابراین شام پلی بین تبریز و اروپا قرار گرفت. البته این برای تجار هم خوب بود چون هم از شلوغی شهر تبریز دچار گرفتاری نمیشدند و هم از مناظر طبیعی و تماشای عمارات آن برخوردار میشدند. تمغاجی غازانیه هم، مالیات تمغا را همانجا میگرفت و بهعنوان خراج تبریز حساب میشد اینکار برای این بود که منازعت نیفتد و هم تجار آسودهخاطر باشند.9
بهعلاوه این پل ارتباطی بودن غازانیه باعث پیشرفت اقتصادی آن هم شد؛ انتقال درآمد ولایت اوجان و چند دهکده به غازانیه هم از عوامل دیگر پیشرفت اقتصادی در آنجا بود.
5- عامل دفاعی
از اینکه غازانیه از اول دارای برج و بارو بود منبع مستندی تابهحال به دستمان نرسیده اما بعید به نظر نمیآید که شهری به این مهمی که خوابگاه پادشاه هم بوده دارای دیوار دفاعی نباشد اما در هر حال غازانیه اگر برج و بارو هم نداشت از نظر طبیعی ویژگیهایی داشت که کم از دیوار دفاعی عمل نمیکرد؛ دشت وسیع غرب آن و باغات دور آن که با درختان انبوهی پوشیده شده بود و در کنار آن ساختمانهای محکمش به آن اهمیت استراتژیکی بالایی بخشیده بود بهطوری که لشکریان سلطان مراد چهارم برای عبور لشکریان و مهمات ناچار به قطع درختان شدند10 غازانیه چند سال بعد از تبدیل به شهر شدنش میعادگاه جنگها و فرماندهیهای بزرگ شد حتی عثمانی دارالامانـش نامید11 و اقدام به ساخت قلعهای در آنجا کرد.12 پس از توقف توسعهی غازانیه عامل دفاعی آن مهمترین عامل جلب دولتها حتی تا جنگ جهانی دوم به شمار آمد که در بحثی جداگانه مفصلا به این موضوعات خواهیم پرداخت. در عین حال همین عامل دفاعی هم در کنار تخریبات طبیعی از مخربترین عوامل پسرفت و تخریب غازانیه به شمار آمد.
با توجه به متنهای بالا عواملی که در ایجاد و شکلگیری شهرها مؤثر هستند همگی در غازانیه متمرکز بودند و از این جهت هم مورد توجه پادشاهان قرار گرفته و موجب توسعهی روستای شام به شهر ارغونیه و سپس شهر غازانیه شدند. متأسفانه غازانیه بعد از مرگ غازان خان و سپس سقوط سلسلهی ایلخانی از گسترش شهری ماند و در اثر عوامل جنگی و طبیعی کوچکتر شد و به تبریز پیوست. هرچند دیر یا زود این امر به وقوع میپیوست حتی غازان شاه هم این امر را پیشبینی کرده بود.13
شنب غازان امروز یادگار شهر باشکوه غازانیهی گذشته است.
منابع :
1- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی؛ ص. 117
2- جامعالتواریخ، جلد 3؛ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی؛ ص. 414
3- نزهةالقلوب؛ حمدالله مستوفی؛ ص.76
4- جامعالتواریخ، جلد 2؛ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی؛ ص. 1179
5- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی؛ ص. 211
6- از بینالنهرین تا ماوراءالنهر (پژوهشی در سفرنامهی ابن بطوطه)؛ علی رودگر؛ ص. 165
7- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی؛ ص. 94
8- تاریخ مبارک غازانی؛ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی؛ ص. 206
9- همان
10- جهاننما؛ حاجی خلیفه کاتب چلبی؛ ص. 381
11- Gökbilgin, Arz ve Raporlarına Göre İbrahim Paşanın Irakeyn Seferindeki İlk Tedbirleri ve Fütuhatı, Belleten, S.83, C.XXI,s.456.
12- Karaçelebizade, Süleymanname, s.116; Müneccimbaşı, Sahaiful-Ahbar, Terc.İ.Erünsal, C.II.,s.51; Danişmend, a.g.e., C.II., s.166; Danışman, a.g.e.,C.VI.,s.163.
13- تاریخ مبارک غازانی؛ رشیدالدین فضلالله بن عمادالدوله ابوالخیر؛ ص. 205-506
از گچبریهای خطی یافت شده در شنب غازان که در نمایشگاه غازانیه به نمایش درآمده بود :
نوشته : الله؛ خط : کوفی
نوشته : غازان قاآن؛ خط : کوفی
نوشتهی دیگری از این نوع گچبریهای یافت شده «خلدالله ملکه» میباشد که به همان خط کوفی هست.
منبع :
1- Fa Wikipedia
بعد از يک سده كه از استقرار مغولان در سرزمين ايران گذشته بود، يعنی در سدهی هشتم با يک نهضت وسيع ساختمانسازی در آذربايجان و ديگر شهرها مواجه میشويم كه شاید دليل اين رویداد به خاطر اصلاحات غازان خان باشد كه در معماری و طراحی مؤثر واقع شد.
غازان خان شهری مانند غازانیه را که قبلا پدرش ارغون خان هم عمارتهایی در آن کرده بود گسترش داد و معماران و هنرمندان بزرگ را به آنجا فراخواند، شهر اهمیت فراوان یافت و ابنیهی جدید با زیباترین اصول معماری ایلخانی ساخته شدند.
معماری ايلخانی تكنيکها و قالبهای معماری سلجوقی را به كار گرفت و آثاری با كيفيّت روحانی متفاوت به وجود آورد، امّا اين قالبها به وسيلهی نيروهای متشكلهی سبک معماری ايلخانی به كلی استحاله يافته و در فضای معنوی خاص آن زمان معنای جديدی پيدا میكنند. هر چند معماری سلجوقی و ايلخانی از حيث اوضاع و شرايط متظاهر شدنشان با هم شباهت دارند.
- آثار ساختمانی دورهی ايلخانان مرحلهای از تاريخ پيوستهی معماری اسلامی ايران است و اشكال (فرمهای) دورههای قبل و خصوصيّات طرح و جزييات آنها را منعكس میكند.
- میتوان گفت كه معماری دورهی ايلخانی با اندک تفاوت ادامهی معماری دورهی سلجوقی است و ايلخانان در حقيقت سبک جديدی در معماری ايران به وجود نياوردند.
- در دورهی ايلخانی نيز مانند دورهی سلجوقی بنياد ساختمانهای مذهبی مانند مساجد، مدارس و مقابر بر ايجاد ساختمانهای غير مذهبی برتری داده شد و در درجهی اوّل اهميّت قرار گرفته است.
- معماران دورهی ايلخانی همهی نقشهها، مصالح و روش ساختمانی دورهی سلجوقی را اقتباس كردند.
- نقشهی چهار ايوانی كه در دورهی سلجوقی بسيار متداول بود در دورهی ايلخانی نيز برای بناهای مذهبی مانند مساجد و بناهای غير مذهبی مانند كاروانسراها به كار رفت.
- نوع و فرم گنبد به سبک سلجوقی ادامه يافت.
- در مورد مسئلهی اساسی قرار دادن گنبد روی سطح مربع، ساختمانهای ايلخانی از طرحی كه در دورهی سلجوقيان به كار میرفت، استفاده كردند.
- مقبرهی برجی در معماری سلجوقی اهميّت داشت و در دورهی ايلخانان از آنها بهعنوان الگو استفاده شد.
- محرابهای دورهی ايلخانی به همان شكل و ترتيب محرابهای دورهی سلجوقی است، ولی بعضی از آنها از لحاظ تناسب باريکترند.
- معماران دورهی ايلخانی مانند معماران دورهی سلجوقی سعی داشتند، طاقهایی با حداقل قالب و چوب بست بنا كنند.
- تزييناتی كه برای آراستن قصرها و اماكن مذهبی در دورهی سلجوقی و قبل از آن بهكار برده میشد، در اين دوره نيز رايج گرديد.
يادآوری اين مطلب خالی از فايده نيست كه ارتباط ميان دو سبک ايلخانی و سلجوقی چنان نزديک است كه در برخی موارد، عقايد در مورد سلجوقی يا ايلخانی بودن بنا متفاوت است. ولی بهطور كلی، معماری ايلخانی دارای يک خصلت ويژهی خود بود و در بسياری جنبهها با كارهای سلجوقی تفاوت داشت. تحوّلات، دگرگونیها و برجستگیهای ممتاز معماری ايلخانی در مقايسه با آثار ساختمانی سلجوقی از اين قرار است :
- ايوان بناهای دورهی سلجوقی عريض و بزرگ است ولی در دورهی ايلخانی اندک تفاوتی پيدا كرده، ايوانها باريکتر و مرتفعتر شده اند و ستونچههای گوشه به تعداد زيادتر نزديکتر بههم قرار گرفته و خطوط باريکتر دارند و قدرت ساختمانی بنا عمداً تمركز داده شده است. همچنين ديوارهای ضخيم ايوان دورهی سلجوقی جای خود را به ديوارهايی دادهاند كه فاصله يا پنجره دارند.
- در ساختمانهای دورهی ايلخانی اهميّت زيادی به عموديّت و ظرافت اشكال منتخب داده شده است و با مقايسه با آثار ساختمانی سلجوقی، نسبت اتاقها تغيير داده شده و اتاقها از نظر بلندی، نسبت به اندازههای افقیشان، بلند شدهاند.
- در دورهی ايلخانان عناصر و جزييات ساختمانی مشترک با دورهی سلجوقی ظريفتر و آراستهتر گرديد و اين ظرافت قابل مقايسه با تحوّّلی است كه از اشكال آزمايشی معماری سبک رومانسک، سبک گوتيگ را پديد آورد.
- در دورهی ايلخانی ديوارهای بسته و سنگين سلجوقی جای خود را به روزنههای زياد و نيز فضاهای داخلی نورانی میدهند.
- در دورهی ايلخانی فضای معماری روشنتر و بازتر به نظر میرسد و اين كاملاً عكس ابنيهی تاريک دورهی سلجوقی است.
- منارههای ايلخانی اغلب قطور و كوتاهتر از منارههای سلجوقی است.
- در دورهی سلجوقيان معماری و طراحی در مرحلهی آزمايشی بود، در صورتی كه در دورهی ايلخانان مسئلهی عمده تلفيق و تركيب اشكال ساختمانی و تزيينی موجود بود.
- مقرنسكاری از خصوصيّات معمولی معماری سلجوقی بود، ولی در دورهی ايلخانان اشكال مزبور كاملتر و مفصّلتر شد و تنوع زياد حاصل كرد، و از چهار دستهی آن مقرنس جلو آمده، روی هم قرار گرفته، و به شكل بدون آويز در خارج و داخل بناها استفاده گرديد.
- در زمان سلجوقيان سطح طاق را با طرح پوششی و يا بهوسيلهی آجركاری تزيينی ظريف در قطعات مختلف آن، جالب توجه مینمودند. در دورهی ايلخانان سطح داخلی طاق با گچ سفيد پوشيده و طرحهای هندسی روی آن كنده میشد كه با اضافهكردن رنگ جلوهی بيشتری پيدا میكرد. همچنين برای ساختن پشته يا رگهی مصنوعی يا جلوهدادن شكل آنها گچ بهكار میرفت.
- بهطور كلی در بناهای ايلخانی، سختی و خشكی كاهش يافته، فضاهای خالی بيشتر شده و روشنايی افزونتر و بهتر طراحی شده است. بناها جامعتر و دارای يکپارچهگی بيشتر، جزييات آراستهتر و نقطهی اوج نمايانتر است. بهعلاوه، گنبد، كه معمولاً دو سوّم يک ساختمان را در بر میگيرد، با برازندگی بيشتری با بنايی كه بر تاركش قرار گرفته، به وحدت رسيده است. نيروی خشن و مستقيم گوشوارهی سلجوقی ماهرانه تعديل شده و احساس هماهنگی تناسب و برازندگی بنا در مجموع بهطور محسوسی فزونی گرفته است.
- در دوره ايلخانی نوآوریها و عناصر زير حاكم بر معماری بود:
مقياس عظيم، شكوه و عظمت، توجّه و اهميّت دادن به اصول معماری، تركيب و آرايش هماهنگ، تكامل نقشهی چهار ايوان، باريکكردن ساختمان و علاقهی آگاهانه به تأكيد در عموديّت و دراز نمايش دادن بنا، احداث ساختمانها با دقّت و توجّه قابل ملاحظه، مداومت ساختن ابنيه مركب در دستگاههای متعدد، ترجيح محل مرتفع برای ساختمان مهم، تكميل طاقهای همبر و حياطهای باريکتر، استعمال شيوهی ساختمانی طاقهای سبک ابنيهی كوچک بهوسيلهی قوسهای سبک برای ساختمان گنبد فوقانی گنبدهای دو پوششه، تمايل كلی به سوی ايجاد وقفه در يكنواختی ديوار در بعضی از ساختمانهای هشتگوش، تكامل گنبد دو جداره آجری، ايوان بلند سردر كه يک جفت منارهی بلند در طرفين آن قرار داشت، تحوّل تزيينی محرابها، استعمال مقرنس برای مقاصد تزيينی و همينطور ايجاد قرنيسهايی با رديفهای بيشتر و استقامت داخلی كمتر، استعمال نقش كوچک لعابدار كه در داخل ديوار جای داده میشد و استعمال آجركاری معلّق كه تا آخر قرن هشتم هجری قمری به كلّ منسوخ شد، زيرا تزيينات سفالی و لعابی روی سطوح بزرگ متداول گرديدند؛ مهارت فوقالعاده در گچكاری و استفادهی زيادی كه از آن به انواع مختلف به عمل میآمد، تكميل استعمال گچ به عنوان روكش بنا، استفاده از كاشیهای لعابدار و جلادار كه دارای مناظر طبيعی و تخيّلی است، همچنين كاشیهايی با خطوط برجسته و گود و ترسيم حواشی و اشكال مختلف و شاخ و برگ و ديگر استفاده از كاشیهای صليبیشكل و ستارهای، ظهور خط ثلث كه به تدريج جانشين خط نسخ میگردد.
منبع :
برجستگیهای معماری اسلامی ایران در دورهی ایلخانی؛ حبیب شهبازی شیران (با اندکی دخل و تصرف)
امپراتوران روسيه يكی از برادران يا شاهزادگان عالیمقام را به عنوان نايبالسلطنه در شهر تفليس پايتخت قفقاز مستقر مینمودند و امور مربوط به كشورهای همجوار، خاورميانه و خاور نزديک بهوسيلهی نايبالسلطنهی روسيه حل و فصل میشد. اما راهآهن جلفا در آن روزهای حساس و بحرانی جنگ مسئلهی مهمی بود و آمدن معاون نايبالسلطنه قفقاز به ايران با اهميت خاصی تلقی میشد. متأسفانه از اين رويداد در نشريات آن زمان جز خبرهای كوتاهی در اينباره چيز جالبی ديده نمیشد ليكن غلامعلی خان عزيزالسلطان (سردار محترم) كه شوهرخالهی وليعهد و صندوقدار دربار او در تبريز بود اين رويداد را روزبهروز در روزنامهی خاطرات خود نوشته است.
خاطرات بسیار جالب غلامعلی خان در مورد این روزها در روزنامهی ايران، شماره 3727/30 به تاريخ 86/6/12/15، صفحهی 15 (تاريخ (روابط بين الملل)) آورده شده است که میتوانید این دستنوشتهها را که به شام غازان و شهرهای دیگر آذربایجان در مسیر راهآهن و توصیف دریای شاهی (دریاچهی ارومیه) و ذکر اسباب و اشیا آن زمان و... پرداخته است و نکتههای تاریخی بسیاری دارد را در ادامهی مطلب مطالعه کنید.ادامه مطلب...
آن بزرگوار عالم محقّق، فاضل مدقّق، تقىّ نقى، سليم النفس، كريم الطّبع، نادرة العصر، باقعة الدّهر، حامى الملّة و الدّين و قامع بدع الملحدين، كشّاف دقايق المعانى بفكره الثّاقب، و نقّاد جواهر الحقايق برأيه الصّائب، در موادّ محاضرة و شعب ادب ماهر و در كليّهی موجبات تقدّم و اسباب تفوّق از قبيل تبليغات منبرى و تحقيقات محضرى و قوّت عقل وسعهی خلق و صفای نظر و لطف قريحت، بسيار كمنظير است. در علم معقول و منقول و حلّ مشكلات و معضلات حديث و تفسير و فقه و اصول بهرهی كامل و حظّى وافر دارند. (سدّد اللّه بيانه و بنانه).
شرح حالی که آقا شیخ حسین شنب غازانی به قلم خود نوشته است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم«الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلوة و السّلام على سيّدنا محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين». و بعد چون حضرت مستطاب، علم الأعلام و قدوة العلماء العظام، شيخنا الورع التّقىّ الحاج ملاّ على الواعظ التّبريزىّ الخيابانى(نوّر اللّه قلبه السّليم و أيّده بلطفه العميم) كتابى محتوى بر ترجمهی علمای اماميّه از معاصرين، تأليف و تصنيف فرمودهاند و به مقتضاى حسن ظنّى كه جناب معظّم له نسبت به حقير داشتند، شرححال اين جانب را خواستار و بنده اجابت نموده، شمّهاى از گزارش حال را مرقوم مىدارم، بلكه سبب تذكّر اخوان مؤمنين بشود. مولد حقير شنب غازان از محلاّت تبريز در 14 ماه محرّم سنه 1304 است. تقريبا از ده سالگى در مكاتب قديمه به طرز و روش قديم به درس مشغول شده، بعد از فراغ از مكتب در مدرسهی طالبيّهی تبريز مدّت متمادى اشتغال به ادبيّات و معانى و بيان نموده، بعدا در محضر حضرت حجّة الأسلام وحيد عصره و فريد دهره آقا شيخ حسين توتونچى (اعلى اللّه مقامه) متون أصول را بر برههی از زمان تمام نمودهام در 26 ذى القعده سنه 1332 به قصد تحصيل عزم عتبات نموده، در چهارم ماه محرّم سنه 1333 وارد كربلا و بعد از زيارت وارد نجف أشرف شدم و اساتيد موجود تاريخ مذكور را تفحّص نموده، در محضر حضرت حجّة الأسلام آقا ضياء عراقى (قدس سره) مباحث الفاظ را در مسجد طوسى، شبها استماع نموده و نوشتم.و در اصول و فقه صبحا و عصرا در محضر آقاى استاد الكلّ شيخ الشّريعة حاضر بودم و اواخر فقه را در محضر حضرت استادنا الأعظم آقاى اصفهانى (اعلى اللّه مقامه) و أصول را در محضر حضرت آقاى نائينى (قدّس سرّه) حاضر،آنچه از علمين اعلمين تحصيل نموده، در چند مجلّد تنقيح يافته و در رسائلعديده مرتّب نمودهام :
1. رساله در لباس مشكوک
2. رسالهی در ابواب صلوة
3. رسالة فى الأستصحاب
4. رسالة فى التّعادل و التّراجيح
5. رسالة فى البرائة
6. رسالة فى ابواب الحجّ
7. رسالة فى التعبّدى و التّوصّلى
و غير از اينها از رسائل غير مرتّبه.
در اوايل سنه 1344 از نجف حركت نموده وارد تبريز شدم.[تحرير در اوائل سال 1366].
شیخ حسین آقا شنب غازانی در سال 1395 هجری قمری در 91 سالگی دارفانی را وداع گفت.
منبع :
علمای معاصر؛ علی بن عبدالعظیم خیابانی تبریزی؛ 543

