چه کسان بزرگواری رفتند... روزی از بزرگان محله بودند... همه آنها را میشناختند، امین و درستکار بودند، مؤمن و متعهد بودند... اما رفتند مانند هزاران کس دیگر رفتند و جز یاد و خاطرهشان دیگر چیزی نماند...
آقایان شیخ حسین آخوند و میرزا عباسعلی توکلی که از روحانیون محله بودند.
آقای حاج نایب شنبغازانی بودند، بزرگ محله بودند، به خاطر بزرگی و بخشندگیشان لقب نایبی گرفتند. میتوان به برادرشان آقای حاج رضا نایب شنب غازانی نیز اشاره کرد.
آقای میرعباسعلی جعفری غازانی بودند، ایشان چوپان محله بودند، راستگویی و حرفهای پر معنایشان هنوزهم برسر زبانهاست.
آقای مهدی فرهمند غازانی، ایشان مؤذن محله بودند.
آقای عسگر اسماعیلنژاد غازانی، مردی بودند پرقدرت و باشهامت با آن شجاعتشان آدم شکستهنفس و خوشصحبتی بودند و به حلال و حرام احترام میگذاشتند.
آقای محمد نقیزاده غازانی، یکی از تابلوبافان خوب آذربایجان هستند که تابلوهای تحسین برانگیز ایشان نظیر ندارد یا حداقل کمنظیراست.
آقای حاج حسن حسینپور صالحی غازانی، ایشان اولین نانوای رسمی محله بودند و به "حسن چؤرکچی" معروف بودند.
آقایان حاج حسن حسنپور و حاج علی اکبر زاهدیان بودند که حمام محله را بنا نمودند، آن روزها اهالی محله مجبور بودند برای استحمام به محله دیگر بروند و این مخصوصا برای بانوان محله سخت بود، ایشان با بنا نمودن این حمام آبروی محله را حفظ کردند، این کمک بزرگی برای محله بود.
آقای حاج میرمهدی خدادوست غازانی بودند که اعتبار و معتمد به شمار میآمدند.
آقای تقی زاده غازانی، ارشد پادگان بودند و معروف به "قززاق باشی" .
آقای حسن عمی (عمو حسن) بودند که پالاندوز محله بودند.
آقای علی رحمت بارنجی چاهکن محله بودند.
آقای حاج اسماعیل خوشفطرت غازانی و آقای مشهدی علی اکبرپور غازانی از مردان خوب و دیندار محله بودند آقای خوشفطرت در شبیهخوانی آن زمان نقش امام حسین را ایفا میکرد و معروف به "ایمام حۆسئین مشهدی(مش) ایسمایێل" بودند و آقای اکبرپور نیز نقش شمر را بازی میکردند و معروف به "شیمیر مشهدی(مش) علی" بودند.
آقای کربلایی اصغر دلافروز مردی شجاع و انقلابی بودند. همین باعث شد که به ایشان لقب انقلابی بدهند. ایشان هیزمفروش بودند. هیزمها را از قرهداغ میآوردند و به تک-تک خانوارها میدادند.ایشان از فقیران حمایت میکردند بهطوری که وقتی سائلی را در محله میدیدند خانهی او را نشان میدادند و یکی از پسرانش مرحوم محمدتقی دلافروز بود که پوست گوسفند و چرم می فروخت.
آقای سید محمد گلی غازانی از اشخاص مؤمن و معتمد محله بود. بهعنوان چاروادار به قرهداغ رفته و ذغال میآوردند مسافران راه از خلوص ایمان و درجهی والای شخصیتی او خاطرات داشتند.
آقای اسماعیل پایون غازانی مرد بزرگ و کاردانی بود. در دورهی پهلوی آجان بود و خدمات بزرگی برای اهالی محله و آبادانی منطقه انجام داد. بیکاری را در جوانان محله عیب دانسته تمام تلاش خود را برای پیدا کردن شغل برای آنان انجام میداد.
از بانوان محله ربابه خانم بودند که در گرمابهی کؤهنه حامام (حمام کهنه) زحمت میکشیدند، با نام ایشان هر فرد محله آشنایی دارد.
خدیجه خانم بود ایشان زنی باایمان بودند و وقتی باران نمیبارید با کمک دیگر زنان محله آشنذری میپختند این آش "ایمامآشی" (آشامام) نام داشت.
سریه خانم بودند، شجاعت ایشان معروف است، هنگام کشفحجاب در زمان رضا خان مأموری میخواست حجاب این خانم را بگیرد که با سیلی محکم ایشان روبرو میشود این حکایت هنوز هم در زبان اهالی جاریست.
خیلیها بودند چه بزرگان و چه زحمتکشانی که رفتند، آقای حاج قنبر فراقی غازانی، آقای حاج قربان جعفری مشاهیر، آقایان حاج یوسف و حاج احمد زیرک غازانی، آقای مشهدی محمد بشارت غازانی وووووو...
خدایشان بیامرزد.
-با کمک از کتاب بختآیناسی و شامغازان منظومهسی نوشته آقای رحیم فخیم غازانی.
از بازدیدکنندگان خواهشمندم اگر اسامی و اطلاعاتی از دیگر افراد مشهور شنب غازان میدانند نه بطور جسته گریخته، بلکه بطور کامل با پیامخصوصی و یا ایمیل بنده در میان بگذارند تا در وبلاگ قرار داده شود.
پیشاپیش ممنون از همکاریتان.