شنب‌ غازان
وبلاگ رسمی منطقه‌ی شنب‌ غازان تبریز
نظام‌الدّین علی بن محمّد بن ابی‌طالب واعظ شنب غازانی معروف به مولانا نظام‌الدّین شامی (منسوب به شام غازان) فرزند کمال‌الدّین1 محمّد بن ابی‌طالب شامی (از علما2)، ستایش‌شده با عناوینی چون مولانای اعظم، افتخارالائمة فی العالم، سحبان‌الزمان، وحیدالأقران3، ملک‌الفصحاء و قدوة‌البلغاء‌العصر4، از مورخان، نویسنده‌گان و شاعران قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری قمری می‌باشد. وی در شنب غازان (شام غازان) متولّد شد، به همین سبب نیز به شنب غازانی (شامی) مشتهر است.765 تاریخ تولد وی را باید به‌سال 740 ه.ق دانست.12

نظام‌الدین در جوانی به بغداد رفت.8 وی شیفته‌ی مطالعه‌ی متون کمیاب و غریبه بود و همواره کتاب‌های عربی مانند سروده‌های حسّان بن ثابت، تاریخ یمینی و مقامات حریری و کتاب‌های فارسی چون کلیله و دمنه، فرائدالسّلوک، مرزبان‌نامه، سندبادنامه و تاریخ جهانگشا را مطالعه می‌کرده است. او در این بین با کتاب سلوان‌المطاع فی عدوان‌الطباعِ ابن ظفر مکی اندلسی که به‌تاریخ 554 ه.ق نوشته شده بود آشنا می‌شود و پس از جستجوی بسیار نسخه‌ای گرانمایه از آن را از دوستی به‌دست می‌آورد و در لفظ و معنی آن تأمل قاطع و صریح را واجب می‌پندارد و سرانجام آن را به نثر فارسی درمی‌آورد.9

نظام‌الدین این کتاب جدید با نثر فارسی را به نام ریاض‌الملوک فی ریاضات‌السّلوک در سال 768 ه.ق زمانی که 28 سال داشت به‌پایان رسانده و تقدیم به شیخ اویس بهادر خان از پادشاهان سلسله‌ی جلایری_پادشاه وقت بغداد_ کرده است.11-10 و بعد از تألیف آن به‌گفته‌ی خود مدتی را به‌استراحت پرداخته است.12

نظام در عین حال که جانمایه‌ی سلوان‌المطاع را در ترجمه‌اش نگاه داشته است، به ایجاد دگرگونی‌هایی در متن آن پرداخته است. وی شیوه‌ی ترجمه و پردازش خود را چنین بیان کرده است :

«... مفاصل فصول و ابواب آن را از هم بگشودم و هرچه در آن سماجتی یافتم، طرح کردم و خلاصه و نقاوه‌ی آن در سلک عبارت کشیدم و در بعضی مواضع، حکایتی چند بر سبیل تمثیل زیاده کردم و بر حسب مصلحت در تقدیم و تأخیر حکایات زیاده و نقصان آن تصرف نمودم... نام آن را ریاض‌الملوک فی ریاضات‌السلوک نهادم... این ضعیف به‌هیچ وجه انگشت سخن بر نمک عبارت دیگری نزده است الّا شواهد ابیات که از آن ناگزیر است و مناسبت دادن نظم با نثر کاری دلپذیر...»13

مولانا نظام‌الدین در سال 790-800 داستان حکیمانه و مشهور بلوهر و بیوذسف را که از عربی به فارسی برگردانده شده بود ولی ترجمه‌ی آن دچار اطناب بود، تهذیب و تلخیص کرد و به‌نام سلطان احمد جلایر (پسر شیخ اویس) درآورد.14

وی در سال 801 نیز مقامات حریری را به‌نام سلطان احمد به فارسی ترجمه کرد.15

نظام‌الدین در سال 803 زمانی که در حلب بود کتاب مُجدولی در ذکر عترت نبی را نوشت که از همین کتاب برمی‌آید که وی شم شیعی داشته است.16 این کتاب بدون حرف الف نوشته شده17 و در سال 812 در شنب غازان به‌دست همام‌الدّین محمّد بن محمّد شامی مشهور به همام طبیب برادر نظام‌الدین به‌تحریر درآورده شده است.18

اما اثر مهم مولانا نظام‌الدین شامی کتاب ظفرنامه می‌باشد که به‌نام امیر تیمور گورکان و در ذکر روزهای سلطنت او نوشته شده است.

نظام زمانی که در بغداد بود تیمور عازم آن شهر شده و آن‌جا را فتح کرد. نظام‌الدین اولین شخصی بود که به دیدار تیمور رفت و این نیز به مزاج تیمور خوش آمد و در حق وی گفت : «خدای تعالی بر تو رحمت کند که اول تو از این شهر پیش ما آمدی.»19

در سال 803 ه.ق که تیمور به حلب لشکر می‌کشد اتفاقا نظام که در حلب می‌زیسته بار دیگر شاهد یورش لشکر تیمور به حلب می‌شود.20

یک سال بعد تیمور او را احضار کرده و نوشتن تاریخ پادشاهی خویش را به‌ وی تکلیف می‌کند. مولانا نیز آن را پذیرفته و با نثری که به درخواست تیمور و به‌قول خود از سخن‌آرایی و نقش‌پیرایی به‌دور است به‌نگارش آن می‌پردازد. با این حال نثر این کتاب بلیغ بوده و متمایل به‌شیوه‌ی انشای مترسلان است و از حیث عبارت در میان تاریخ عهد تیموریان ممتاز است.21 این کتاب همان ظفرنامه است که ضبط وقایع تیموری را تا سال 806 ه.ق در بر می‌گیرد.

مولانا نظام‌الدین شامی در سال 806 وقتی به‌همراه تیمور عازم آذربایجان می‌شود از او رخصت گرفته و به‌تبریز رفته و تا پایان عمر خود در تبریز (شنب غازان؟!) به‌سر می‌برد.22

تاریخ وفات وی مشخص نیست اما زمانی که برادرش همام کتاب مجدولی در عترت نبی را به‌سال 812 در شنب غازان کتابت کرده است در پایان آن مشخص می‌کند که نظام‌الدین در آن تاریخ در قید حیات نبوده است.23 برخی وفات او را به‌سال 708 ه.ق دانسته‌اند که در این حال وی باید در 68 سالگی دارفانی را وداع گفته باشد.24

ما باز هم در آثار و احوالات این عالم بزرگوار مطالبی را به رشته‌ی نگارش درخواهیم آورد.

شنب غازان زادگاه و پرورش‌دهنده‌ی چنین بزرگ‌مردانی بوده و خواهد بود.


منابع :

- نقد و معرفی کتاب: ریاض الملوک فی ریاضات السلوک از کیست؟؛ بهروز ایمانی؛  تاریخ » آیینه‌ی میراث » پاييز 1380 - شماره 14

1- منم تیمور جهانگشا؛ مارسل برایون؛ ذبیح‌الله منصوری؛ ص. 38

2- همان

3- ذیل ضفرنامه‌ی شامی؛ عبدالله بن لطف‌الله بن عبدالرشید، المدعو بحافظ ابرو؛ با مقدمه و تصحیح دکتر بهمن کریمی؛ نشریات بنگاه مطبوعاتی افشاری؛ 1328؛ ص.9

4- مجموعه‌ی عکسی شماره‌ی 564 کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران؛ برگ 61

5- نقد و معرفی کتاب: ریاض الملوک فی ریاضات السلوک از کیست؟؛ بهروز ایمانی؛  تاریخ » آیینه‌ی میراث » پاييز 1380 - شماره 14

6- مجدولی در عترت نبی؛ محمدتقی دانش‌پژوه؛ زبان و ادبیات » دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » سال نهم، تیر 1341 - شماره 4

7- رجال کتاب حبیب السیر : از حمله‌ی مغول تا مرگ شاه اسمعیل اول؛ خواند میر، غیاث الدین بن همام الدین؛ عبدالحسین نوایی؛ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی؛ ص. 96

8- www.persian-language.org/poetsandauthors-%D9%86-fullcontent-461.html

9- ریاض‌الملوک فی ریاضات‌السلوک؛ نسخه‌ی خطّی شماره‌ی 2557؛ کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران؛ برگ 5-6-13

10- همان؛ خاتمه‌ی کتاب؛ برگ 165

11- همان؛ برگ‌های 165-166

12- تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پاسی؛ ذبیح‌الله صفا؛ انتشارات فردوس؛ جلد 4؛ ص. 478

13- ریاض‌الملوک فی ریاضات‌السلوک؛ نسخه‌ی خطّی شماره‌ی 2557؛ کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران؛ برگ‌های 13 و 14

14- تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پاسی؛ ذبیح‌الله صفا؛ انتشارات فردوس؛ جلد 4؛ ص. 478

15- بلوهر و بیوذسف (داستانی شگفت، کتابی نادر و عزیزالوجود)؛ مجله‌ی گوهر؛ سال ششم؛ شماره‌ی چهارم؛ تیر 1357؛ ص. 289

16- مجدولی در عترت نبی؛ محمدتقی دانش‌پژوه؛ زبان و ادبیات » دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » سال نهم، تیر 1341 - شماره 4

17- همان

18- همان؛ خاتمه

19- مطلع سعدین و مجمع بحرین؛ عبدالرزاق سمرقندی؛ عبدالحسین نوایی؛ ناشر : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ جلد 2؛ ص. 676

20- همان؛ ص. 851

21- تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پاسی؛ ذبیح‌الله صفا؛ انتشارات فردوس؛ جلد 4؛ ص. 478

22- همان؛ ص. 477

23- مجدولی در عترت نبی؛ محمدتقی دانش‌پژوه؛ زبان و ادبیات » دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » سال نهم، تیر 1341 - شماره 4

24- تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پاسی؛ ذبیح‌الله صفا؛ انتشارات فردوس؛ جلد 4؛ ص. 478

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ توسط مهران بشارت غازانی |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود